عاشق واقعی

هر رابطه ای بعد از مدتی پر از تکرار میشه و این یه حقیقته غیر قابل

انکاره ...

اگه با کَسی هستی که

تکرار لبخندشو

تکرار زیباییشو

تکرار محبتشو

تکرار صداشو

تکرار حرفا؛ طرز فکر و رفتار اونو

با هیچ جدیدتری عوض نمیکنی و هر بار با هر تکرار اون حِسی که داری قوی تر؛ مطمئن تر و قشنگ تر میشه

تو یه عاشق واقعی هستی 

انسان ها

تعداد آدم‌هایی که من واقعا دوستشان دارم زیاد نیست؛

تعداد کسانی که نظر خوبی دربارشان دارم از آن هم کمتر است " من هرچه بیشتر دنیا را می‌شناسم از آن ناراضی تر می‌شوم "

هرروز که می‌گذرد بیشتر معتقد می‌شوم که آدم ها " شخصیت ناپایداری دارند "

نمی‌شود روی ظواهر ، لیاقت یا فهم و شعورشان حساب باز کرد!

 

 

دلیل زندگی

خوشبختی حاصل جمع و تفریق لحظات خوشایند و ناخوشایند نیست، بلکه ناشی از نگرش به کلیت زندگی به عنوان چیزی بامعنا و ارزشمند است. در خوشبختی یک عنصر مهم شناختی و اخلاقی وجود دارد.

 

همان‌طور که نیچه گفت، اگر دلیلی برای زندگی داشته باشی، تقریباً هر ناملایمی را می‌توانی تحمل کنی. زندگی مفید، حتی در بطن دشواری‌ها، می‌تواند بی‌اندازه رضایت‌بخش باشد. اما زندگی بیهوده، با هر میزان از رفاه، مصیبتی وحشتناک است.

 

 

هیچی

اگه ترسیدی، خسته شدی، استرس داری، گم شدی، نمیدونی داری چیکار میکنی؛ میخوام بهت بگم باورکن همه همینیم، هیچکی نمیدونه داره چه غلطی میکنه. همه داریم با آزمون و خطا زندگی میکنیم. عیبی هم نداره. فوقش خراب میکنی. فدای سرت. کی به کیه. بذار اصن گند بزنی. چی میشه مگه؟ بهت قول میدم؛ هیچی

 

 

لبخند غمگین

‏یه نوع خیال‌پردازی هست که درباره‌ی چیزیه که میدونی قرار نیست هرگز اتفاق بیفته. به خودت میای میبینی تو رویاهات غرق شدی و لبخندی رو لبته که غم‌انگیزترین لبخند دنیاست.

 

 

 

ازدواج

وقتی تصمیم می گیری یک احساس را به سرانجامی به نام " ازدواج " برسانی، اولین حرکت مفید این است که از خودت بپرسی، آیا واقعاً باور داری که تا سنین پیری از سخن گفتن با این زن، لذت خواهی برد ؟

 

سخن گفتن و نه "همخوابگی" !

تمامی مسائل دیگر در ازدواج موقت و گذرا است ...

تا زمانی که دو نفر حرفی برای گفتن و گوشی برای شنیدن دارند، می شود به عمر ارتباطشان امید داشت ...

 

 

دشمن

فقط دشمن ها هستند که همیشه حرف هم را بی هیچ کم و کاستی می فهمند. اغلب هم لبخندی چاشنی گفت و گویشان است.

دوستی همیشه با سوء تفاهم همراه است، عشق خیلی بیشتر...

 

 

زندگی ،،،

هرچی سنم بیشتر میشه، بیشتر می‌فهمم که برد واقعی با ا‌وناییه که تمرین کردن و یاد گرفتن از چیزهای کوچک زندگیشون لذت ببرن و براش ذوق کنن: از هوای آفتابی، از ابرای توی آسمون، از یه پیاده‌روی ساده، از بوی صابون، از خرید میوه‌ی تازه، از یه لیوان چای داغ.

 

 

ماندگارهای زندگی

آنهایی که ما را همانگونه که هستیم میپذیرند و تلاش میکنند لبخندهایمان عمیق‌تر و آرامشمان طولانی‌تر باشد، همانهایی هستند که ماندگار میشوند...

 

 

تغییر

برای عوض کردن زندگیمان، برای تغییر دادن خودمان هیچگاه دیر نیست.

 

هر چند سال که داشته باشیم، هر گونه که زندگی کرده باشیم، هر اتفاقی که از سر گذرانده باشیم، باز هم نو شدن ممکن است.

 

حتی اگر یک روزمان درست مثل روز قبلش باشد، باید افسوس بخوریم. باید در هر لحظه و در هر نفسی نو شد. برای رسیدن به زندگی نو باید پیش از مرگ مُرد.

 

 

ارزش خود را بدانید

قدر خودتان را بدانید.

عباراتی همچون "مردها گریه نمی‌کنند!"

یا "زنان نمی‌توانند پول درآورند!"

عقاید محدود کننده ای هستند که

نمی‌توان با آن‌ها زندگی کرد.

 

 

حرف خوب

داشتم فكر ميكردم به همين روزهايم

در سال قبل اينكه براى چه چيزها دلم بيقرار بود و حالا نسبت به آنها بى تفاوتم!..

ميدانيد چه ميخواهم بگويم؟

ميخواهم بگويم زياد از غصه ى امروز

دلتان نگيرد، شايد يك سال ديگر

يادآورى اش برايتان خنده دار باشد!

 

 

سکوت

به دنبال معنای کلمه ی سکوت گشتم ...

خاموش ، آرام شدن و امثال اینها ...

پس چرا انقدر سکوتی که معنای آرام شدن میدهد درد دارد؟

بغض به سکوت میرسد؟

یا سکوت به بغض؟

اما این را خوب میدانم که بهانه ات ،

از دل من کینه دارد ...

بغض نکنم ، برای که بگویم ؟!

برای که بگویم که بغضم را جار نزند ؟!

سکوت میکنم ...

اما آرام نمیشوم...

کاش میشد معنای کلمات را دوباره از نو نوشت ...

تا باهم مثل کف دست پر از خط و چروک نباشیم ...

 

بلند شو

کنترل زندگی تان را به دست بگیرید،

دست از خود درمانی بردارید،

دست از پنهان شدن بردارید،

دست از فدا کردن خودتان بردارید،

دست از منفی بافی بردارید،

با بدنتان بد رفتاری نکنید،

دست از گریه کردن برای اتفاقی که افتاده بردارید و کنترل اتفاقات بعدی را به عهده بگیرید.

 

بلند شوید

همین الان از جایی که هستید برخیزید

اشک هایتان را پاک کنید و دردهای دیروز را کنار بگذارید و از نو شروع کنید.

 

 

پدر و مادر

اتفاقِ دردناکی‌ست که پدر و مادرهایمان آنطور که باید ما را در آغوش نگرفتند. آنطور که باید محبتشان را نشان ندادند. آنطور که باید حمایت نکردند و آنطور که باید نقش‌هایشان را ایفا نکردند.

اما اتفاقِ دردناک‌تر این است که ما هم با بزرگ‌تر شدنمان، آن رفتار‌ها را تکرار میکنیم!

هر چه سنمان بیشتر میشود، بیشتر به همان رفتاری که از آن آسیب دیده‌ایم، مبتلا میشویم و آسیب را برای خودمان و دیگران تکرار میکنیم.

اما در نهایت نقطه‌ی روشنی در این جبر وجود دارد، اینکه ما نمیتوانیم تغییری در پدر‌ها و مادرهایمان به‌وجود آوریم، اما میتوانیم شبیه شدن به آنها را در خودمان متوقف کنیم.

 

 

 

 

بغلم کن

باید بگم “بغلم کن” غمگین ترین جمله ی عاشقانه ای بوده که به کسی گفتم. یک جور استیصاله که درد و ناراحتی و دلتنگی رو با هم داره. و خب از اونجایی که خاصیت عشق غمه، و غمگین ترین التماس آدم به معشوقه‌ی دور افتاده اش “بغلم کن”ـه، پس اعتراف میکنم که “بغل” غایت آرزوی هر عاشق از تمامیت یک رابطه عاشقانه است.

 

 

بیشعوری

آیا واقعا بیشعوری مرض است؟

پاسخ من به این سؤال

یک "بله ی" قاطع و بلند است.

بیشعوری مرض وقاحت و سوءاستفاده از دیگران است.

آدم بیشعور نمیتواند به ديگران گیر ندهد.

انگار اگر دست از اشکال گیری بردارد و یا دیگران را تحقیر نکند جانش در می آید...!

 

 

زن

زن اگر دوستت داشته باشد،

می تواند برای پاسخ به دعوت تو برای نوشیدن قهوه، از پاریس به دمشق بیاید؛

 

و اگر قلبش را به روی تو ببندد،

خسته تر از آن است که یک حبه قند با تو بخورد!

 

 

کودکان

کاش همه ی زن ها مردی را داشتند که عاشقشان بود...

مردی که حرف هایشان را می‌فهمید...

ظرافتشان را به جان می‌خرید...

و روزانه چند وعده؛

از زیبایی و خاص بودنشان تعریف می‌کرد...

و کاش مردها،

زنی را کنارشان داشتند که عاشقش بودند...

که به آنها تکیه می کرد و قبولشان می‌داشت...

آن وقت جهانمان پر میشد از زنانی که پیر نمی‌شدند،

مردانی که سیگار نمی‌کشیدند،

و کودکانی؛

که انسان های سالمی می‌شدند!

 

 

درس زندگی

#تلنگر 📚

 

آدم‌هایی که وسط مهمانی یک دفعه روی یک نفر زوم می‌کنند، شکارش می‌کنند و می‌گویند "فلانی، چاق شدی." دقیقا دنبال چه هستند؟

آنها با اعلام بلند این جمله‌ی خبری می‌خواهند به چه برسند؟ توقع دارند چاق صید شده، به خاک بیفتد و بگوید "بله سرورم همین طور است، مرا عفو کنید"؟

یا با گفتن این جمله سعی دارند به او درس زندگی بدهند؟

مثلا فکر می‌کنند چاق صید شده به محض تمام شدن جمله، گرمکن بر تن می‌دود توی جاده تندرستی و کلاغ پر سوار تاکسی می‌شود و سبزیجات آبپزش را در حین شنای سوئدی می‌خورد و دیگر موقع انجام امور بانکی توی شعبه‌ هم طناب می‌زند و دیگر چک‌هایش را نمی‌خواباند بلکه به آنها تمرین دراز نشست می‌دهد؟

 

جالب اینجاست که گوینده‌ همیشه این جمله را با نفس حبس شده در سینه ادا می‌کند و سعی دارد تا دقایقی برجستگی شکمش را مخفی کند. یعنی فلانی، فقط تو چاقی، من خوبم. یاد بگیر.

 

جمله‌ی "فلانی، چاق شدی" درست مثل این است که وسط مهمانی زل بزنی توی صورت کسی و بگویی "فلانی، زشت شدی." یا "فلانی، بو می‌دی."

 

پرسش اصلی این است که آیا این دوستان فکر می‌کنند طرف پیش از این به چاقی خود پی نبرده؟ خودش را توی آینه ندیده؟ دچار افسردگی پس از ملاقات با چربی‌های اضافه‌ نشده؟ برای رهایی از چاقی برنامه نریخته؟ با خودش قرار "رژیم و ورزش از شنبه" نگذاشته؟ یا شاید هم این دوستان خود را در نقش کریستف کلمب و کاشف قاره‌ای گوشتی می‌بینند.

 

دست از سر دیگران برداریم. خبرهای ناامیدکننده‌ای که قطعا خودشان قبلا شنیده‌اند را به سمع و نظرشان نرسانیم. چشم‌هایمان را باز کنیم و خوبی‌ها را ببینیم.

"فلانی، زیبا شدی. خوش تیپ شدی. ژاکت قشنگی پوشیدی.چه عطر خوبی زدی.قشنگ حرف می‌زنی. بانمکی. خاطرات خنده‌داری تعریف می‌کنی. صدای قشنگی داری. مهربانی، صادقی، خوش سلیقه‌ای..."

 

زندگی

به جاى كوشش براى نمردن بايد زنده ماندن را آموخت. زندگى كردن فقط نفس كشيدن نيست، زندگى يعنى فعاليت... آن كس كه بيشتر عمر كرده است آن نيست كه سال زيادترى داشته باشد، بلكه كسى است كه طعم زندگى را بهتر چشيده است... فلانى در صدسالگى زير خاك رفته است ولى از روز تولد مرده بوده است!

عشق و ایمان

خوشبختی نامه ای نیست که یک روز، نامه رسانی، زنگ در خانه ات را بزند و آنرا به دستهای منتظر تو بسپارد.

خوشبختی، ساختن عروسک کوچکیست از یک تکه خمیر نرم شکل پذیر...

به همین سادگی،

به خدا به همین سادگی؛

اما یادت باشد که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشد نه هیچ چیز دیگر...

 

 

خوشبختى سراغ کسانى می‌رود که بلدند بخندند.

این زندگى نیست که زیباست. این ما هستیم که زندگى را زیبا یا زشت مى بینیم. دنبال رسیدن به یک خوشبختى بى نقص نباشید. از چیزهاى کوچک زندگى لذت ببرید. اگر آن ها را کنار هم بگذارید، مى توانید کل مسیر را با خوشحالى طى کنید.

 

 

خوشبختی

خوشبختى سراغ کسانى می‌رود که بلدند بخندند.

این زندگى نیست که زیباست. این ما هستیم که زندگى را زیبا یا زشت مى بینیم. دنبال رسیدن به یک خوشبختى بى نقص نباشید. از چیزهاى کوچک زندگى لذت ببرید. اگر آن ها را کنار هم بگذارید، مى توانید کل مسیر را با خوشحالى طى کنید.

 

 

واقعیت

اگر عقاید خود را با تفکر و مطالعه به دست بیاورید؛ کسی نمی‌تواند به آن‌ها توهین کند.

اگر کسی چیزی بر خلافشان بگوید عصبانی نمی‌شوید؛

یا می‌خندید یا به فکر فرو می‌روید ...

 

 

شاد زندگی کنیم

بیایید ذهن هایمان را پاک کرده و شستشو دهیم.

دیگران را ببخشیم، خودمان را ببخشیم،

بیشتر محبت کنیم، کمتر گله و شکایت کنیم،

فراوان تر بخندیم و شاد باشیم و بدانیم

افکار ما بسیار قدرتمند و اثرگذار هستند،

و تاثیرات بسیار شگفت انگیزی از خود باقی می‌گذارند.

 

عشق یک طرفه

عشق به کسی که پاسخ احساساتت را نمی‌دهد، ممکن است در کتاب‌ها هیجان‌انگیز باشد،

ولی در واقعیت به شکل غیرقابل تحملی خسته کننده و زجرآور است.

هیچ چیز جالب و خوبی در عشق یکطرفه وجود ندارد ...

 

 

قدرت کلمات

بسیاری از مردم به هنگام گفتگو کلماتی مخرب را ادا می‌کنند مثل: مریضم، ورشکست شدم، جانم به لبم رسید، بد شانسم و ...

 

به یاد داشته باشید، از سخنان تو، بر تو حکم خواهد شد.

کلامتان بی اثر باز نخواهد گشت و آنچه را بر زبان رانده اید به جا خواهید آورد.

 

 

بخوان و فکر کن

یکی از مضرترین تمایلاتی که من در طبیعت بشر دیده‌ام ناراضی بودن از حال و چشم‌داشت به آیندهٔ مجهول است. بجای اینکه از گلهای زیبایی که در کنار پنجره اتاقمان روییده است لذت ببریم در عالم رؤیا به گلستان سحرآمیزی که در کرانهٔ افق است چشم دوخته‌ایم.

 

بعضی چیزها در جهان خیلی مهم‌تر از دارایی هستند. یکی از آنها توانایی خوش بودن با چیزهای ساده است.

 

 

راز

به محض این‌که رازی میان دو عاشق به وجود آید،

به محض این‌که یکی فکرش را از دیگری پنهان کند،

جذابیت عشق از میان می‌رود و سعادت ویران می‌شود.

خشم، بی‌انصافی، حتی شیطنت، قابل گذشتند؛

اما پنهان‌کاری عنصری بیگانه وارد عشق می‌کند که ماهیت آن را تغییر می‌دهد و پلاسیده‌اش می‌کند.