انتخاب

وقتی که راه نمی روی یا نمی دَوی،

زمین هم نمی خوری!

و این "زمین نخوردن"

محصول سُکون است نه مَهارت!

وقتی که تصمیمی نمی گیری و کاری نمی کنی، پس اشتباه هم نمی کنی!

و این "اشتباه نکردن"،

محصول اِنفعال است نه انتخاب

در اشتباه نمان

دلت را بتکان، اشتباهاتت وقتی افتاد روی زمین، بگذار همانجا بماند؛ فقط از لابه لای اشتباه‌هايت، يک تجربه را بيرون بکش، قاب کن و بزن به ديوار دلت. اشتباه کردּن اشتباه نيست، در اشتباه ماندن اشتباه است.

حقیقت

پذیرش حقیقت در مورد سختی‌ها برای آدم امنیت خاطر ایجاد می‌کند. به‌نظرِ من از نظر روانشناسی آرامش خاطر، موجب آزادسازی انرژی می‌شود.

هر زمان که ناخوشایندترین و نامطلوب‌ترین وقایع و اتفاقات ممکنه را بپذیریم، دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم.

راز بزرگ

اگر بخواهی به هر چیزی که به تو گفته می‌شود واکنشی عاطفی نشان بدهی، به رنج بردن ادامه خواهی داد.

قدرت حقیقی در عقب رفتن و مشاهده‌گر بودن است. قدرت در خودداری است. اگر اجازه بدهی کلماتِ دیگران تو را کنترل کند، هرچیز دیگری هم تو را زیر سلطه خواهد گرفت. نفس بکش و بگذار بگذرد.

دیگران

درباره بيمارى هاى خود با هر كسى صحبت نكنيد ...

سطح انرژی برخی به گونه ایست

که امواج منفی شان سنگین تر از مثبت های وجودشان است

و ناخواسته در شرایطی که هستید حس بیماری را در وجود شما دو چندان القا می کنند.

لذا هرچه بیشتر در مورد یک بیماری صحبت کنید

حتی اگر یک سرماخوردگی ساده باشد حالتان بدتر می شود!

یادتان باشد صحبت کردن در مورد ناخوشی ها مانند کود ریختن پای علف است!

هر آنچه انجام دهید، به هرچه فکر کنید، کائنات در همان راستا برایتان بیشترین امواج را جذب می کند.

مراقب باشید ..

مثنوی

عاقل را اشارتی کافیست!

یک داستان از مثنوی معنوی

مردی برای خود خانه ای ساخت و از خانه قول گرفت که تا وقتی زنده است به او وفادار باشد و بر سرش خراب نشود و قبل از هر اتفاقی وی را آگاه کند.

مدتی گذشت ترکی در دیوار ایجاد شد مرد فوراً با گچ ترک را پوشاند. بعد ازمدتی در جایی دیگر از دیوار ترکی ایجاد شد و باز هم مرد با گچ ترک را پوشاند و این اتفاق چندین بار تکرارشد و روزی ناگهان خانه فرو ریخت. مرد باسرزنش قولی که گرفته بود را یادآوری کرد و خانه پاسخ داد هر بار خواستم هشدار بدهم و تو را آگاه کنم دهانم را با گچ گرفتی و مرا ساکت کردی این هم عاقبت نشنیدن هشدارها

بگذار حالت خوب باشد

بگذار هر ثانیه، حالِ تو خوب باشد ،

بگذار رفتنی‌ ها بروند و ماندنی‌ ها بمانند .

تو لبخندت را بزن، انگار نه انگار ...

حالِ خوبِ خودت را به هیچ اتفاق

و شرایط و شخصی گره نزن !

بی‌واسطه خوب باش ، بی‌واسطه شادی کن و بی‌واسطه بخند . شک نکن؛ تو که خوب باشی؛ همه چیز خوب می‌شود، خوب‌ تر از چیزی که فکرش را می‌کنی

تو

تو تنها کسی بودی تو زندگیم که :

که واقعی دوسم داشتی

که به خاطرم با همه جنگیدی

که بهم قشنگترین حسارو دادی

که هر وقت دلم گرفت بغلم کردی

که هر موقع دپرس بودم حالمو خوب میکنی ...

تو بهترین چیزی هستی که به من مربوط میشی ...

جالب نیست؟

مطالعه میتونه مرز بین حیوان و انسان رو مشخص کنه. ولی مشکل زمانی شروع میشه که ما بین انسان ها قدم میزنیم و مجبوریم برای کمتر آسيب دیدن مرزهاشون رو رعایت کنیم؛ مرزهایی که دقیقاً لبه های خودخواهیُ روی خودش داره.

بشر موجودی منطقی نیست، موجودی است منطق تراش. به هر کار دست زد و به هر چه عادت کرد، سعی میکند برای آن دلیلی بتراشد و عذر و بهانه ای بیاورد...وقتی حرف می زنیم، بیشتر میخواهیم خودمان را قانع کنیم تا دیگران را.

کسی که قانع شده باشد، کسی که به اندیشه های خود ایمان داشته باشد، اصلا حرف نمیزند.