شعور رفتاری

وﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺣﺎﻟﺶ ﺑﺪ است به او نگویید تحمل کن، این هم ﻣﯽﮔﺬﺭد،

نگویید همه چیز درست خواهد شد ،

از بلاهای بدتری که به سر خودتان و اطرافیانتان آمده برایش خاطره تعریف نکنید و نخواهید ثابت کنید که انسان‌هایی بدبخت تر از او هم وجود دارند .

ﻧﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﺎ ﺟﻮﮎﻫﺎﯼ ﻣﺴﺨﺮه او را بخندانید ،

کسی که حالش بد است ﻧﻤﯽﺧﻮﺍهد ﺑﺨﻨﺪد

ﻏﺼﻪ ﺩﺍﺭد ، ﻣﯽفهمید ؟ ﻏﺼﻪ

ﺑﺮﺍیش ﺍﺯ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺣﺮﻑ ﻧﺰنید

ﺍﺯ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻣﺜﺒﺖ ﻭ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺵ ﻭ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻧﯿﺪ .

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﻧﺎﺭﺍحت است ﺍﺻﻼ ﺍﯾﻦ ﺷﻤﺎ نیستید ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺣﺮﻑ ﺑﺰنید. ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻧﯿﺪ

ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺳﺘﺶ ﺭا ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ

ﺑﻐﻠﺶ ﮐﻨﯿﺪ

ﺗﻮی ﭼﺸﻢ ﻫﺎﺵ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﺪ

ﺑﺮﺍیش ﭼﺎﯾﯽ ﺑﺮﯾﺰﯾﺪ

بگذارید ﺟﻠﻮﺵ

ﺑﻌﺪ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻧﯿﺪ

اجازه بدهید ﺍﻭ ﺣﺮﻑ ﺑﺰند ﻭ ﺷﻤﺎ ﮔﻮﺵ ﮐﻨﯿﺪ .

ﻫﯽ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﻈﺮﯾﻪ ﺻﺎﺩﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﻭ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﮐﻨﯿﺪ .

ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯿﺪ ﺍگر ﺣﺮﻑ ﻧﺰﻧﯿﺪ ﺍﺗﻔﺎﻕ خیلی ﺑﺪﯼ خواهد افتاد. ﺷﻤﺎ ﺟﺎﯼ ﺍﻭ ﻧﯿﺴﺘﯿﺪ.

ﺷﻤﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻭ ﺭا اﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ آمده ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﮑﺮﺩه اید

ﺩﺳﺘﺶ ﺭا ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ

ﺑﻐﻠﺶ ﮐﻨﯿﺪ

ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻨﯿﺪ

مدام اصرار نکنید که با من حرف بزن ،

به من بگو ...

بغلش کنید ...

ﺍگر ﺩﻟﺶ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺧﻮﺩﺵ ﺣﺮﻑ ﻣﯽﺯند ...

هنر زندگی

اگر تو نتوانی بخندی، برقصی، آواز بخوانی، زندگیت مانند یک کویر است.

زندگی باید مثل باغی شود که در آن پرندگان آواز می‌خوانند گل‌ها شکوفه می‌دهند و درخت‌ها به رقص در می‌آیند ، جایی که خورشید با شادمانی برخیزد.

این یکی از بزرگترین حماقت های بشر است که در دنیا هیچ دانشگاهی هنر زندگی کردن، هنر عشق ورزیدن و هنر شاد بودن و مراقبه کردن را به مردم آموزش نمی‌دهد.

تمام چیزهایی که در دانشکده ها تدریس می‌شوند نمی‌توانند به تو احساس شوخ‌طبعی بدهند. به‌جز عشق نيايشی نيست.

چقدر سخت

بعضی چیزها را نمی‌شود گفت؛

بعضی چیزها را احساس می‌کنید، رگ و پی شما را می‌تراشد، دل شما را آب می‌کند، اما وقتی می‌خواهید بیان کنید، می‌بینید که بی‌رنگ و جلاست. مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد.

عینا همان تابلوست اما آن روح،

آن چیزی که دل شما را می‌فشارد،

در آن نیست...

شاد باش

در زندگی، همیشه غمگین بودن،

از شاد بودن آسان تر است،

ولی من اصلا از آدم هایی خوشم نمی آید که

آسان ترین راه را انتخاب می کنند.

تو را به خدا شاد باش و برای آن که شاد شوی،

هر کاری از دستت بر می آید،

انجام بده ...

احساس

آدمی گاهی به بن‌بست احساس می‌رسد !

می‌دانید چه می‌خواهم بگویم ...؟!

آنقدر در دوست‌داشتن معلق می‌ماند

که نه طاقت برگرداندن قدم‌هایش را دارد

و نه توان دست و پا زدن برای رسیدن !

در همان نقطه‌ی بلاتکلیفی می‌نشیند و

تا چشم کار می‌کند به احساس خود سیلی می‌زند

خاطرات خاک خورده‌ی خود را مرور می‌کند

و روزی چندبار می‌میرد !

رنج در زندگی

همه می‌دانند که زندگی رنج‌های زیادی به همراه دارد: همه ما شکست، یأس، از دست دادن، هدر رفتن و درد را به شیوه‌های متفاوت و در شکل‌های مختلف تجربه می‌کنیم. اما به ندرت پیش می‌آید که فکر کنیم چرا اوضاع این‌گونه است. ولی اگر بخواهیم بفهمیم که چطور به شیوه‌ای سازنده نسبت به ناملایمات واکنش نشان دهیم، بهتر است اول به این فکر کنیم که اصلا چرا زندگی انسان همواره با رنج همراه است. این نکته را خاطرنشان کنم که از رنج نمی‌توان اجتناب کرد؛ هیچ‌کاری از دستمان برنمی‌آید تا بتوانیم کاملا از آنها فرار کنیم. ولی این حقیقت نه تنها تفکری منفی و بدبینانه نیست، بلکه فوق‌العاده رهایی‌بخش است. چون امکانی فراهم می‌کند تا چشم‌اندازی واقع‌گرایانه نسبت به خودمان پیدا کنیم و خیلی منطقی فکر کنیم و ببینیم واقعا چه کاری از دستمان برمی‌آید تا رنج‌های زندگی را درک کنیم و در جهت درست مورد استفاده قرار دهیم.

بعضی چیزها

بعضی چیزها را نمی‌شود گفت؛

بعضی چیزها را احساس می‌کنید، رگ و پی شما را می‌تراشد، دل شما را آب می‌کند، اما وقتی می‌خواهید بیان کنید، می‌بینید که بی‌رنگ و جلاست. مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد.

عینا همان تابلوست اما آن روح،

آن چیزی که دل شما را می‌فشارد،

در آن نیست...

یکی باید این روزها باشه که …

یکی رو پیدا کنین که هم بشه باهاش دعوا کرد،

هم قربون صدقش رفت

هم بشه باهاش درباره همه چی حرف زد

آدمیزاده دیگه...

به هرکسی نمی تونه بگه حالش بده...

دنیای فکری من

تو دنیای فکری من، موقعیتت، شغلت و معروفیتت و محبوبیتت، هیچوقت و به هیچ وجه مورد توجه من قرار نمیگیره و واقعا برام اهمیتی نداره!

چیزی که برای من با ارزشه، احترامه، وجود خود آدمهاست،

آرزوهایی که دارن، انسان بودنشون، شخصیتشون، شعورشون اصالتشون، احترامشون و از همه مهمتر بزرگی روحشونه.

آدمها

آدم‌ها باید توی زندگیشان پای خیلی چیزها بایستند ... پای حرف‌هایی که می‌زنند، قول هایی که می‌دهند، اشتباهاتی که می‌کنند، احساساتی که بروز می‌دهند، نگاه هایی که از عمق جان می‌کنند، دوستت دارم هایی که می‌گویند، زندگی هایی که می‌بخشند، و عشق هایی که نثار می‌کنند ...

آدم‌ها باید توی زندگیشان پای انتخاب هایشان بایستند.... زندگی مواجهه ی ابدی آدم هاست با انتخاب هایشان …

زندگی

زندگى، قبل از هرچيز زندگى‌ست!

گل مى‌خواهد، موسيقى مى‌خواهد

زيبايى مى‌خواهد ...

زندگى، حتى اگر يكسره جنگيدن هم باشد،

خستگى در كردن مى‌خواهد

عطر شمعدانى‌ها را بوييدن مى‌خواهد

خشونت هست، قبول؛

اما خشونت، اصل كه نيست

زايده است، انگل است، مرض است

ما بايد به اصلمان برگرديم.

زخم را كه مظهر خشونت است

با زخم نمى‌بندند

با نوار نرم و پنبه پاک مى‌بندند

با محبت، با عشق ...