تنهایی
"ما بلد نبودیم نگهت داریم ولی خودتم نخواستی بمونی.
خیالی نیست تنهایی مگه چشه؟
دریا رو نمیشه تنهایی رفت؟
میشه!
بارون نمیباره تنهایی؟ میباره!
بهار نمیاد تنهایی؟ میاد
پاییز چی؟ اونم میاد...
سردتم بشه میتونی یه پتو بندازی دور خودت و به دست یارم هیچ احتیاجی نیست...
یعنی میخوام بگم همه این کارا رو میشه کرد.. تنهایی!!"
+ولی با تو یه جور دیگه اس
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۳ ساعت 10:6 توسط حسین محمدی
|