باران صدای عاشقانه هايى است
كه نمى دانى رفته است يا مى آيد
و من هنوز گوشهايم
گرم صداى عقربه هاييست
كه پشت يك تنهايى بزرگ
خيس مى خورد....

ولی دیگر باران نمیبارد