او يك لحظه آنجا بود، لحظه ديگر از آنجا رفته.
ما يك لحظه اينجا هستيم و لحظه بعد رفته ايم.
و برای اين لحظه ساده، چقدر قيل و قال می کنیم
چقدر خشونت
چقدر جاه طلبي
مبارزه، كشمكش، خشم، نفرت، فقط برای اين لحظه كوچک !!!
ما صرفاً در سالن انتظار ايستگاه قطار منتظر ايستاده ايم، و آنوقت اين همه هياهو مي كنيم مي جنگيم، از يكديگر متنفر مي شويم، سعي می‌کنیم سلطه پيدا كنيم، تماماً سياست بازي.
و ناگهان قطار می‌رسد، و ما برای هميشه رفته ايم....