جنگ
در بینهایتِ تاریکیِ سردابی مسکوت و نمور گیر کردهام و دنبال نور میگردم. نمیدانم دقیقا در کدامین نقطه ایستادهام اما میدانم که چیزی عظیمتر از کوه و وسیعتر از دریا روی دوشم سنگینی میکند و به هر سو که میتازم به دیوار میرسم.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۴۰۵ ساعت 0:12 توسط حسین محمدی
|